اصل برائت در حقوق
اصل برائت از جمله اصول مهمی است که در حقوق کاربرد فراوان دارد. لذا ضروری دیدم به شرح و بسط این اصل٬هر چند مختصر بپردازم.
این اصل از جمله مهم ترین اصول عملیه است که در فقه طرفداران زیادی دارد.ابتدا تعریفی داشته باشم از اصل عملیه.اصل عملیه قاعده ای است که به هنگام شک در حکم واقعی یا در موضوع بدان عمل می شود و مهم ترین اصول عملی عبارتند از :اصل برائت٬اصل احتیاط٬اصل تخییر و اصل استصحاب که در این مقال سعی بر این است تا مشخصا اصل برائت را بشناسانم.
اصل برائت که می توان آن را میراث مشترک همه ی ملل مترقی جهان محسوب کرد در یکی دو قرن اخیرو بویژه پس از جنگ جهانی دوم مورد اقبال و عنایت خاص حقوقدانان و قانونگذاران قرار گرفته است.این اصل به طور مشخص در حقوق جزا همواره مد نظر بوده است.به ویژه مواردی که دادرس دلیل کافی برای اثبات تقصیر متهم ندارد.باید این اصل را به اجرا گذارد.جالبتر اینکه در اعلامیه ی جهانی حقوق بشر سازمان ملل متحد در سال 1948 ضرورت رعایت اصل برائت مورد تاکید قرار گرفته است و با اختصاص بند 2 ماده ی 7 به اعلام اصل برائت با این عبارت که هر فردی که مورد اتهام قرار می گیرد بیگناه فرض می شود مگر اینکه مجرمیت او به طریق قانونی ثابت گردد٬می پردازد.
با مقدمه ای که در بالا ذکر گردید مشخص شد که این اصل یک اصل پذیرفته شده در تمامی ملل مترقی است که در اعلامیه ی حقوق بشر هم مو کدا بیان گردیده است.ولی شایان ذکر است که این اصل مشخصا از فقه وارد حقوق ما گردیده وبرای شناسایی این اصل باید به فقه رجوع کرد.برخی از فقها این اصل را چنین تعریف کرده اند:البرائه هی برائه الذمه من التکلیف.یعنی اینکه ذمه ی انسان از تکلیف بری می شود.البته این تعریف مورد قبول بسیاری از فقها قرار نگرفته و ایراداتی را بر آن گرفته اند.تعریف دیگری که تمایلات بیشتری به آن نشان داده شده است این می باشد که در مواردی که به حکمی شک کردیم معتقد شویم که در مقام عمل موظف به آن نیستیم.مثلا اگر ندانیم حکم استعمال دخانیات چیست و با بررسی و تحقیق کافی هم دلیلی در این باره به دست نیاوردیم برای اینکه در مقام عمل مردد نمانیم می گوییم اصل برائت است٬یعنی در این مورد که حکم حرمت ثابت نیست٬استعمال دخانیات جائز و مباح است.پس در جایی که در اصل تکلیف الزامی (تکلیفی که انجام یا ترک آن لازم است)شک کردیم ٬ اصل برائت را جاری می کنیم و این شک باید ناشی از فقد دلیل محکم و مثبت باشد.
محکم ترین دلایلی که برای اثبات حجیت این اصل وجود دارد عبارتند از: 1)آیه ی قرآنی لا یکلف الله نفسا الا ما آتیها یعنی خداوند کسی را مکلف نمی کند مگر به آنچه به او داده است یا به او اعلام کرده است.2)قاعده ی عقلی قبح عقاب بلا بیان .باید متذکر شد که این قاعده ی عقلی اختصاص به مذهب قانون و کشور معین نداردو زمان و مکان درآن بی تاثیر است.قاعده ی عقلی کلی است و در همه جا به کار می رود و چون این اصل نتیجه ی درک روشن عقل است در قوانین عرفی نیز قابل اعمال است.نکته ی مهم این که در قانون جزا اصل قانونی بودن جرم و مجازات که صراحتا در ماده ی 2 این قانون ذکر گردیده مفادا منطبق است با این اصل.همچنین در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به صراحت آمده است که اصل برائت است.و در مواد 356 قانون آیین دادرسی مدنی و 1257 قانون مدنی این اصل را به کار گرفته اند.
بسم الله