پوستینی کهنه ...
بسم رب الراجین ( به نام پروردگار اميدوران )
زمانی که حدود یک سال و نیم پیش با یک جمع ده پانزده نفری دوستانه مطالعه در مورد تاريخ معاصر ايران را آغاز کرديم هیچ وقت فکر نمی کردیم ، چنین کاری آن قدر پر برکت باشد که حتی این پتانسیل را پیدا کند که از درون آن برای آینده مان خط مشی بیرون بیاید. اما وقتی اندک زمانی بعد از آن کتاب های دکتر سید جواد طباطبایی ( که ما اولین بار با او از طریق مجله ناقد و مقاله تاملی درباره ایران آشنا شده بودیم ) ، انتشار یافت ( دیباچه ای بر نظریه انحطاط ایران ، و پس از آن جلد دوم آن با نام مکتب تبریز ) متوجه شدیم که انگار هستند کسانی که در فکر نوشتن تاریخ تحلیلی معاصر ایران هستند. به موازات آن، اثر بسیار ارزشمند دکتر ماشاءالله آجودانی ( مشروطه ایرانی ) و کتاب دکتر تقی آزاد ارمکی ( مدرنیته ایرانی ) این امید را به ما داد که دغدغه نگارش تاریخ معاصر ایران از منظر بومی و بدون توجه به دوره بندی های تاریخی در غرب دارد کم کم جای خود را در فضای اندیشه سیاسی – تاریخی کشور ما باز می کند. چاپ ویژه نامه صد سال مشروطه خواهی در تابستان 85 توسط روزنامه وزین شرق دیگر گامی بود که نشان می داد پرداختن به حوادث دویست سال اخیر ایران جایگاه خود را در میان اندیشمندان ایرانی باز کرده است.اما لزوم پرداختن به چنین کاری را بهتر ازهمه دکتر سید جواد طباطبایی در آغاز جلد دوم کتاب تاملی درباره ایران ( مکتب تبریز) و از زبان مارتین لوتر آورده است . آنگاه که در حضور کارلوس پنجم پادشاه وقت اسپانیا و در جلسه محاکمه خود چنین گفت : " من اینجا ایستاده ام و جز این کاری از من ساخته نیست " که دکتر طباطبایی آن را چنین آورده است : " ما جز در آستانه نمی توانیم ایستاد! آنجا ایستادن نیز خود کار سترگی است ".
ایستادن در آستانه تاریخ تحولات معاصر ایران و بازنویسی این تاریخ مهمترین رسالت نسل سوم و چهارم روشنفکران ایرانی است. چرا که اگر در صد سال گذشته نخبگان ما در حال تجربه کردن راه های مختلف مواجهه ، تعامل ( یا هرچیز دیگری که اسمش را بگذارید ) با روند سریع و نوین تحولاتی بودند که تنه خود را از دنیای غرب به ایران می زد ، امروز نخبگان ما باید لختی درنگ کنند، بر آستانه این تحولات بایستند و آن را نظاره کنند. تنها با تحلیل این تجربه گرانبهای صد ساله است که می توان نسخه ای برای آینده ایران به دست آورد. اگر امروز رشد کمدی وار جنبش چپ مارکسیستی را در دانشگاهها شاهد هستیم ، اگر امروز کتابفروشی های ما عرصه جولان کتابهایی با مضمون پست مدرن شده است ، اگر ما همه تبدیل به انسانهای گیجی شده ایم که بر سر دوراهی دل بستن به پیرمرد سنتمان یا دل کندن از آن و رفتن به سوی نسخه های از پیش آماده غربی شدن را داریم ، اگر امروز نسل ما از اندیشه روشنفکران دو نسل پیش از خود ، آخوند زاده ، میرزا ملکم خان ، میرزا آقا خان کرمانی ، کواکبی ، سید جمال الدین اسد آبادی و انجمن ادبی آلمان صفحه و ... بی خبراست ،همه و همه به خاطر این است که با هویت تاریخی خود دویست سال پیش خداحافظی کرده ایم. توشه ای برای خود نساخته ایم که بدانیم از پس تحولات این دو سده چه شده ایم و چرا شده ایم ؟ . امروز قبل از اینکه به این بیندیشیم که چه باید بشویم و چگونه باید بشویم ؟ باید به این فکر کنیم که چه شده ایم و چرا شده ایم ؟ باید این پوستین کهنه را قدر دانست آنچنان که اخوان ثالث می سراید :
پوستینی کهنه دارم من،
یادگار از روزگارانی غبارآلود .
مانده میراث از نیاکانم مرا ، این روزگار آلود.
های ، فرزندم !
بشنو و هشدار
بعد من این سالخورد جاودان مانند
با بر و دوش تو دارد کار
لیک هیچت غم مباد از این .
کو، کدامین جبه زربفت رنگین می شناسی تو
کز مرقع پوستین کهنه من پاکتر باشد؟
با کدامین خلعتش آیا بدل سازم
که م نه در سودا ضرر باشد ؟
آی دختر جان !
همچنانش پاک و دور از رقعه آلودگان میدار.
منابع :
۱- تاملی درباره ایران ، جلد اول ( دیباچه ای بر نظریه انحطاط ایران )، طباطبایی ، سید جواد، انتشارات نگاه معاصر، چاپ پنجم، 1385 ، تهران
۲- تاملی درباره ایران ، جلد دوم ( مکتب تبریز ومبانی تجددخواهی )، طباطبایی ، سید جواد، انتشارات ستوده، چاپ اول، 1385 ، تبریز
۳- مدرنیته ایرانی ، آزاد ارمکی ، تقی ، انتشارات دفتر مطالعاتی- انتشاراتی اجتماع ، چاپ اول ، 1380 ، تهران
۴- مشروطه ایرانی ، آجودانی ، ماشاء الله ، نشر اختران ، چاپ هفتم، آذر 1385 ، تهران
۵- ویژه نامه صد سال مشروطه خواهی ، ضمیمه روزنامه شرق ، 14 مرداد 1385
۶- آخر شاهنامه ، اخوان ثالث ، مهدی ، انتشارات مروارید، چاپ چهاردهم، 1378،تهران
بسم الله