به راستی دیدگاه اسلام در مورد نرخ بهره چیست؟

آنچه از دیدگاه کتب مشهور فقه بر می آید، دیدگاه اسلام "اصالت کار"در مقابل "اصالت سرمایه" است.به عبارت صریح تر،دیدگاه اصولی اسلام این است که ثروت باید از رنج و زحمت حاصل شود و ثروت نباید خود لزوما موجب ثروت شود. اما در شرایط فعلی این دیدگاه شاید آرمانی به نظر برسد و با مقتضیات دنیای مدرن و اقتصاد مدرن سازگاری نداشته باشد.

حال ظاهرا مسلمانان با این پدیده با لطایف الحیلی کنار آمده اند.با استفاده از مفاهیم فقهی و عقود اسلامی چون "مضاربه"با این معضل کنار آمده اند. بعد از انقلاب هم قانون بانکداری بدون ربا در ارتباط با همین موضوع تصویب شد.

مضاربه عقدی است که وام گیرنده و وام دهنده طبق یک نرخ توافقی در سود و زیان شریک می شوند.یعنی هیچ سود تضمین شده ای برای وام دهنده وجود ندارد.گر چه توضیح مفصل مفهوم مضاربه وعقود دیگر اسلامی را می توان در کتب فقهی دید.

طبق قانون بانکداری بدون ربا، سود سپرده گذاران تحت همین عنوان مضاربه توجیه می شود.با این شرط که در مضاربه ممکن است،ضرر هم اتفاق بیافتد و هر دو طرف در ضرر شریک می شوند،اما بانک های قانون بانکداری اسلامی،با این توجیه که حتماٌ حداقلی از سود را خواهیم داشت،مفهومی به نام سود علی الحساب را مطرح می کنند و مطابق قانون بانکداری اسلامی موظف اند اگر سودی بیش از سود علی الحساب حاصل شد آن را به سپرده گذاران بپردازند،اما اگر بالفرض زیانی حاصل شد،سپرده گذار سود علی الحساب خود را دریافت خواهد کرد.

به هر حال این استدلال چیزی شبیه یک "کلک شرعی" به نظر می رسد.همانطور که چند ماه پیش در همایشی در بررسی اقتصاد اسلامی،آیت ا..مصباح یزدی،با نقد رویکرد فعلی در بانکداری کشور بر این نکته تاکید کرده بود که مشکل ربا را در بانکداری نمی توان مانند خواندن خطبه عقدی در ازدواج حل کرد.

به راستی ما مسلمانان دچار عرفی مسلکی شده ایم و حتی اگر دیدگاه آیت ا.. مصباح را در مورد بهره داشته باشیم عملاٌ به خلاف آن تن داده ایم.مثلاٌ وقتی خانه ای رهن می کنیم و یا به رهن می دهیم،ولو اینکه گفته شود برای حلال بودن عقد اجاره باید مقداری ولو اندک اجاره پرداخت شود،در محاسبات خود عملاٌ به ازای هر یک ملیون تومان،ماهانه 30 هزار تومان اجاره در نظر می گیریم(مطابق نرخ بهره بازار).

راستی نظر شما چیست؟