توسعه وامدار دوام دموکراسی
بسم رب الراجین
شاید زمانی که آلکسی دوتوکویل سفر توریستی سیاسی خود را به آمریکا شروع کرد تا به قول خودش درک کند که چرا تحولات در فرانسه آنقدر با تنش و فشار پیش می رود، هیچ گاه فکر نمی کرد اثر او به یک سند جهانی از اصول دولت مدرن تبدیل شود.مشاهدات شخصی دوتوکویل که در اوخر سده 18 میلادی ( حدود دویست سال پیش ) نوشته شده ، تحت عنوان کتاب تحلیل دموکراسی در آمریکا منتشر شده و به فارسی هم ترجمه شده است. دوتوکویل در آمریکا به طور مفصل به تحلیل نظام حاکم پرداخته و انصافا شرح دقیقی از نظامی که علیرغم تنشهای بسیار ( که بسیاری از آنها حتی به ذهن دوتوکویل هم خطور نمی کرده است ) نظیر طلوع و افول کمونیسم، بحران دولتهای رفاه ، ظهور بنیادگرایی و ... همچنان توانسته قوام خود را حفظ کند، به دست داده است. از آنجا که همواره معتقدم اندیشه باید در بستر واقعیت اجتماعی خودش شکل بگیرد و اندیشه ای که در خلا واقعیت و در اثر جذب این نحله و آن مکتب روشنفکری شدن ( که عمدتا هم خواستگاه آنها عصر روشنگری در اروپا و در قرن بیستم اروپا و آمریکا است ) شکل میگیرد (حب شیئ یعمی و یصم) به درد آن جامعه نخواهد خورد، چون الزامات جامعه اش را نادیده گرفته ، قصد کردم که کمی درباره درسهای مهمی که از این اثر می توان گرفت بنویسم. تجربه نزدیک به سیصدساله حکمرانی مدرن در جوامع غربی اولین درسی را که به ما می دهد درس صبر و حوصله است. اگر امروز ما صدمین سال انقلاب مشروطه مان را به عنوان آغازین نقاط تجدد خواهی جشن می گیریم ، دوتوکویل دویست واندی سال پیش ثمرات مشروطیت و مهار قدرت متمرکز را در ایالات متحده را به تماشا می نشست. ( هرچند در این بین ما تفاوت عمده ای با آنها داریم وآن اینکه در بسیاری نقاط منافع کشورهای در حال توسعه با توسعه یافتگان تعارض می یابد و لذا نفس وجود کشورهای توسعه یافته تجربه ما را تجربه متفاوتی می سازد.)
دومین درس مهم اینکه قوام دموکراسی و توسعه همه جانبه ( سیاسی،انسانی، اجتماعی و ... ) در درجه اول به دوام آن وابسته است.یعنی در کشورهای در حال توسعه که عموما از عدم وجود سرمایه اجتماعی رنج می برند و استواریهای سنتشان را لرزان شده می یابند و خشتهای تجددشان را سست و بی بنیاد ، ( جوامع در حال گذار ) مهمترین چیزی که می تواند در درازمدت به توسعه کشور کمک کند، دوام دموکراسی است و این مطلب ارتباط عمده ای با درس اول یعنی صبر وحوصله دارد. اینکه همه ما به الزامات یک دموکراسی حداقلی ( مثل انتخابات ریاست جمهوری نهم با همه حرف و حدیث هایش ) تن بدهیم و بپذیریم که بالاخره در اثر عواملی ( هرچه که باشد هیچ تفاوتی نمی کند ) مردم ایران از آرمانهای سیاسی روی یرگرداند و به آرمانهای اقتصادی روی آورد ( شاهد آن اقبال مردم به شعار مشهور 50 هزارتومانی کروبی و شعار عدالت طلبی و مبارزه با فساد احمدی نژاد بود ) لازمه قوام دموکراسی است. باید به مردم فرصت داد تا این مدل را هم تجربه کنند تا بتوانند در مورد آن هم بعدها داوری کنند. اگر فکر می کنیم بسط دموکراسی فقط از قبل حقنه کردن تعداد زیادی نشریه و روزنامه به مردم امکان پذیر می شود ( که البته رکن چهارم دموکراسی در جای خود اثرات حیاتی در توسعه همه جانبه کشور دارد) اشتباه کرده ایم.اگر فکر کنیم با انجام حرکتهای رادیکال و قانون گریز و ساختارشکن ( منظورم دقیقا ساختار عرفی است که مردم در آن می زیند) می توان میان بری برای رسیدن به دموکراسی یافت در اشتباهیم . اگر فکر کرده ایم با آشنایی زدایی از آنچه مردم آشنایش می دانند می توان به توسعه رسید در اشتباهیم .بگذاریم مردم خود آشنایشان را برگزینند.هرچند آشنایشان زمانی خاتمی و زمانی احمدی نژاد باشد. دموکراسی در صورت تداوم یافتن این حسن را دارد که به مردم فرصت می دهد تا سیستم های مختلف را تجربه کنند تا بالاخره پس از مدتی ( درس حوصله را فراموش نکنیم ) آن قدر توشه از تجربه تاریخی برای خود اندوخته کنند تا دیگر به دام سنت فراموشی نیفتند.لذا آفت اصلی قوام دموکراسی در کشورهای در حال گذار، آمد و رفت دولتها ( اعم از چپ یا راست ) نیست بلکه خطری است که متمرکز شدن قدرت و بسته شدن باب دست به دست شدن قدرت به وجود می آورد.لذا تا زمانی که حداقلی از دموکراسی وجود داشته باشد ، باید قدرتمندانه در صحنه حاضر شد و اینگونه به قوام دموکراسی کمک کرد. این نکته را باید به تمام کسانی که رگه هایی از قدرت سیاسی و اقتصادی را در دست دارند یادآوری کرد که بقای خود آنها هم در درازمدت از قبل چنین سیستمی تضمین می شود.چون رادیکالیسم تخمی است که در فضای بسته شدن باب دموکراسی رشد می یابد و قدرت را به برخورد رادیکال وا می دارد و اینچنین از آن مشروعیت زدایی می کند.لذا بهتر است قضاوت را به مردم بسپاریم و فقط تلاش کنیم اگر مردم را در انتخابشان قاصر یا مقصر می دانیم با اندیشه مان ، قلمهایمان و صبر و حوصله مان ، فرصت یافتن راه را آنها بدهیم و بپذیریم که هیچ راه میان بری وجود ندارد، چنانکه قرآن کریم می فرماید : ان الله لا یغیر مابقوم حتی ان یغیروا انفسهم .
منابع
آلکسی دوتوکویل ، " تحلیل دموکراسی در آمریکا " ، رحمت الله مقدم مراغه ای ، ( زوار ، تهران ، 1347 ) ، چاپ اول
بسم الله