در پست دومم در وبلاگ به اثر پدیده ای به نام "بیماری هلندی" در اقتصاد ایران اشاره کردم و به توضیح آن پرداختم.اما واقعاً با نقدینگی فزایندۀ حاصل منابع زیر زمینی چه کار باید کرد؟

چندین راه حل در ارتباط با این مسأله پیشنهاد می شود.اول اینکه برای اینکه نقدینگی در اقتصاد دردسر ساز نشود،آن را در سرمایه گذاری خارجی به کار بست.مدافعان این روش،علاوه بر تکیه بر این نکته که از این طریق نقدینگی وارد اقتصاد نخواهد شد ومنافع آن به صورت تدریجی نصیب اقتصاد ملی خواهد شد، مدعی اند سرمایه گذاری در دیگر کشورها به تأمین منافع ملی در سیاست خارجی کمک شایانی خواهد کرد.

منتقدان روش مذکور بر این نکته اصرار دارند که هنگامی که پروژه های عظیم داخلی تشنه سرمایه گذاری هستند،به جای استفاده از تسهیلات خارجی با بهرۀ بالا و دسترسی سخت، می توان از نقدینگی حاصل از منابع زمینی استفاده کرد.منتقدان زیر همچنین به وجود روش هایی مانندbuy back   یا      Financeنیز از آن جهت که تا مدتی حق امتیاز استفاده از پروژه را نصیب شرکت های خارجی می کند،به دیده تردید می نگرند.دوم اینکه صندوق ذخیره ارزی نیز به عنوان روش دیگری پیشنهاد می شود که منابع ارزی حاصل از منابع زیر زمینی را همانند یک بانک به صورت وام در اختیار بخش خصوصی قرار دهد.ضمنـاًًً به عنوان ذخیره ای مطمثن در قبال بحران های اقتصادی آتی عمل نماید.گرچه این طرح متعلق به دولت اصلاحات بود،اما منتقدان معتقدند که اولاً بخش خصوصی در فضای فعلی به هیچ وجه ظرفیت جذب چنین نقدینگی را ندارد و در نتیجه خود به خود این نقدینگی به تقویت صادرات و تولید نخواهد انجامید و به اقتصاد ملی تزریق شده و تورم ناشی از فشار تقاضای ناشی از بیماری هلندی را دامن خواهد زد.دوم آنکه در خود دولت اصلاحات نیز به مانند حساب بانکی دولت به آن نگریسته می شد،که مورد برداشت پی درپی دولت قرار می گرفت.ثالثاً به دلیل آنکه مازاد درآمد ارزی در حساب های خارجی با بهره پایین قرار می گرفت،راکد ماندن این نقدینگی به ضررمنافع ملی تعیین می شد.(بهره بانک های معتبر جهانی به دلیل خاصیت غیر تورمی اقتصاد های پیشرفته،تک رقمی و پایین است.)

بحث وبررسی در ارتباط با راهکار مازاد درآمد ارزی حاصل از افزایش قیمت منابع زیرزمینی،گسترده است.اما به اعتقاد نگارنده مناسب ترین راه حل می تواند به قرار زیر باشد:

الف-به شدت از استفاده از مازاد درآمد ارزی در امور جاری (مانند:پرداخت های مالی به اقشار آسیب پذیر،کارمندان دولت و...)پرهیز شود.چون تنها به تورم ناشی از فشار تقاضا دامن خواهد زد.

ب-این مازاد درآمد ارزی به جای تخصیص به پروژه های عمرانی عمدتاً به پروژه های زیر ساختی ملی همچون سدها،کارخانه های فولاد و ذوب آهن،پروژه های پالایشگاهی وپتروشیمی اختصاص داده شود.که ضمن ایجاد اشتغال،ثمرات خود را در اقتصاد ملی به صورت پایدار نشان خواهد داد وباعث رونق در اقتصاد ملی خواهد گشت.

ج-مقداری هم از این مازاد درآمد به سرمایه گذاری خارجی اختصاص یابد که ضمن ثمردهی به اقتصاد ملی،ضامن منافع ملی در سیاست خارجی هم خواهد بود.

راستی نظر شما چیست؟