در ايران ، اولين زمزمه های سوررآليستی به سال 1328 ، تقريبا سی سال پس از بيانيه ی سوررآلیست ها ی فرانسوی در پاريس ،  با تاسيس انجمن خروس جنگی توسط استاد نقاش ، جلال ضيائی ، بر می خيزد . جليل ضياء پور که در بهترين مدرسه های روز دنيا و مهد هنر در آن زمان ، فرانسه ، به تحصيل پرداخته بود و نزد اساتیدی چون سووربی(Suverbie) در نقاشی و نیکلوس (Niclousse) در مجسمه‌سازی که هر کدام جزء بزرگترین تئوریسین‌ها‌ی جهان هنر محسوب می‌شدند، آموزش دیده بود، سرانجام پس از اخذ درجه دکترا در هنر، برای اولین بار در سال 1328 به ايران باز می‌گردد و به منظور روشنگری اذهان نسبت به هنر نو در مجادله با هنر کهنه، با همکاری سه تن از دوستان، اقدام به تاسيس انجمن خروس جنگی نموده و مجله ای را نيز تحت همين نام به چاپ می رسانند . اين سه تن عبارت بودند از غلامحسين غريب ( ادبيات ) ، حسين شيروانی ( تئاتر ) و مرتضی حنانه ( موسيقی ) . انجمن با ورود افرادی مانند نيما يوشيج ، منوچهر شيبانی و محمود پورتراب و ديگران نوگرايان ، موج جديدی را در هنر به راه می اندازد . نخستين شعر نيما در اين مجله شعر "شهر صبح" بود که در شماره ی اول خروس جنگی به چاپ رسيد .

 

                            

 

اين انجمن در بستری شکل می گيرد که جامعه ی ايران درگير افکار توده ای است و نشريه هايي مثل کبوتر صلح - که بعيد نيست نام خروس جنگی هم گونه ای تقابل با اين نام باشد – با ترويج ادبيات رئاليستی با هرگونه شعر تغزلی به مخالفت برخاسته اند . از ديدگاه توده ای ها ادبيآت بايد همه فهم باشد . اما ديدگاه پيروان خروس جنگی را می توان از بيانيه ی "سلاخ بلبل" که پشت همه ی شماره های اين مجله درج می شد دريافت . اين بياني] داری مفاد زير است :

 

1. هنر خروس جنگی هنر زنده‌هاست. این خروس تمام صداهایی را که بر مزار هنر قدیم نوحه سرایی می‌کنند خاموش خواهد کرد.

2. ما بنام شروع یک دوره‌ی نوین هنری، نبرد بیرحمانه‌ی خود را بر ضد تمام سنن و قوانین هنری گذشته آغاز کرده‌ایم.

3. هنرمندان جدید فرزند زمانند و حق حیات هنری تنها از آن پیشروان است.

4. اولین گام هر جنبش نوین با درهم شکستن بت‌های قدیم همراه است.

5. ما کهنه پرستان را در تمام نمودهای هنری: تئاتر، نقاشی، نوول، شعر، موسیقی، مجسمه‌سازی، محکوم به نابودی می‌کنیم و بت‌های کهن و مقلدین لاشه‌خوار را در هم می‌شکنیم.

6. هنر نو که صمیمیت با درون را گذرگاه آفرینش هنری می‌داند، سراپای جوشش و جهش زندگانی را در خود دارد و هرگز از آن جداشدنی نیست.

7. هنر نو بر گورستان بت‌ها و مقلدین منحوس آنها بسوی نابود کردن زنجیر سنن و استوار ساختن آزادی بیان احساس پیش می‌رود.

8. هنر نو تمام قراردادهای گذشته را می‌گسلد و نوی را جایگاه زیبایی‌ها اعلام می‌دارد.

9. هستی هنر در جنبش و پیشروی است. تنها آن هنرمندانی زنده هستند که تفکر آنها به دانش نوین استوار باشد.

10. هنر نو با تمام ادعاهای جانبداران هنر برای اجتماع، هنر برای هنر، هنر برای ... تباین دارد.

11. برای پیشرفت هنر نو در ایران باید کلیه‌ی مجامع طرفدار هنر قدیم نابود گردند.

12. آفرینندگان آثار هنری آگاه باشند که هنرمندان خروس جنگی به شدیدترین وجهی با نشر آثار کهنه و مبتذل پیکار خواهند کرد.

13. مرگ بر احمقان.

 

آنان که بيانيه های اول و دوم سوررآليسم را خوانده اند ، حتما تفاوت را احساس می کنند . اين بيانيه که بيش تر به يک بيانيه ی سياسی شبيه است تا طرز فکر عده ای شاعر و هنرمند ، آشفته بازار روانی جامعه ی ايرانی را نشان می دهد که هر گفتمانی را به يک جدال بالقوه ی سياسی تبديل می کند .

رهبر شعر خروس جنگی هوشنگ ايرانی بود . ايرانی که با دکترای رياضيات از اسپانيا به ايران باز گشته است ، نخستين شعرهای خود را در اين مجله به چاپ می رساند . شعر ايرانی هم از اين جهت که پيشگام جنبش های شعری و انتقادی پس از نيماست و يکسره نيز با او متفاوت است و هم بدين جهت که نمونه ی خوبی از مفاهيمی وارداتی است که بدون تلاش برای انطباق با سنت ، فرهنگ و زبان در هر دوره ای به شکلی بروز می کنند ، درخور تحليل است .

سورآليسم ايرانی با اتخاذ موضعی سخت پرخاشگرانه و حتی آميخته به دشنام در برابر جريان نسبتا نوپای شعر نيمايي می ايستد و در حالی که تمام جنبش های فکری و ادبی پيشين را به هيچ می گيرد ، نه پايگاهی در دل مردم دارند ، چون درکش نمی کنند هرچند شرقی هستند و سوررآليست ها به تفکرات شرقی بسيار نزديکند ، و نه در ميان روشنفکران زمان خود وجهه ای دارند . به هر حال خروس جنگی پس از انتشار چهار شماره در همان سال 1330 تعطيل می شود . از هوشنگ ايرانی سه مجموعه شعر در دست است . بنفش تند بر خاکستری ، خاکستری ، اکنون به تو می انديشم -  به توها می انديشم . پس از سال 1334 ديگر شعری چاپ نمی کند . ايرانی به سکوت و تنهايي روی می آورد . به الکل مبتلا می شود و در 1335 بر اثر سرطان خون در می گذرد .

هرچند ايده ی شعر سوررآليستی زنده می ماند و در دهه های بعد در کارهای يدالله رويايي متبلور می شود ، اما ديگر هيچ گاه آن رويکرد و حجم را باز نمی يابد و تا امروز نيز کماکان مهجور مانده است . در زير شعردو تن از شاعران منتسب به سوررآليسم ايرانی آورده شده است :

 

 

اوم مانی ( هوشنگ ايرانی )

 

اوم مانی پادمه هوم

ای تنهای جاودان

اين انبوه قربانی ها نه برای توست

اين نياز رهروانی است که گرمای مهر را می جويند

همه ی لبخند های ديگر و پرتوهای ديگر از پرتو لبخند ابدی تواند

شکوه شکفتن بر تو باد ای نيلوفر آشنايي!

شکوه شکفتن بر تو باد!

........

 

 

                                 از دوستت دارم ( یدالله رويايي )

 

از تو سخن از به آرامی

از تو سخن از به تو گفتن

از تو سخن از به آزادی

وقتی سخن از تو می گويي

از عاشق

از عارفانه می گويم

از دوست دارم

از خواهم داشت

از فکر عبور در به تنهايي

 

من با گذر از دل تو می کردم.

من با سفر سياه چشم تو زيباست

خواهم زيست.

من با به تمنای تو خواهم ماند .

من با سخن از تو خواهم خواند.

ما خاطره از شبانه می گيريم

ما خاطره از گريختن در ياد

از لذت ارمغان در پنهان ،

ما خاطره ايم از به نجواها . . .

 

من دوست دارم از تو بگويم را

ای جلوه ای از به آرامی

من دوست دارم از تو شنيدن را

تو لذت نادر شنيدن باش.

تو از به شباهت از به زيبايي

بر ديده ی تشنه ام تو ديدن باش.

 

.................................................

 

شعر (۱)

 

 

صدايم که می زنی

مرگ می رسد

در فواره های لذانی

می بينمت که می رقصی

در شعله ها

که بی تقصيرند

در کبودی اين زخم!

خم می شوم

در اشک

و فرياد می زنم

اين زنی است

که من

می پرستيدم .

 

 

(م.م.ظرافت)

۵/۲/۸۶