بسم الله

ناصرالدین شاه به عنوان اولین شاه تجدد خواه ایرانی از روسیه سفارش توپ داد، توپ را آوردند و در برابر چشمان همایونی شلیک کردند، از قضا لوله توپ روسی توان باروت نداشت و منفجر شد، زمین زیر پایه توپ هم کمی آسیب دید، متملقان که اوضاع را خراب می دیدند به چاره افتادند و گفتند قربان، بنگرید، اینجا را چنین می کند، خاک دشمن را چه خواهد کرد!!!!

حکایت امروز ما هم چنین است، روسها این بار هم همان توپ فروشی هستند که قرار است به جای توپ آن زمان، به ما انرژی هسته ای بفروشند، خارج از وعده و دبه هایی که می کنند و خارج از احتمالاتی که بعضی از کارشناسان می دهند و می گویند اصولا روسیه قصد آن ندارد که  بوشهر، راه اندازی اولین نیروگاه اتمی ایران را به چشم ببیند(به هزار و یک دلیل از جمله احتمال حمله به آن توسط باقی کشورها)، باید دید که آیا اصولا از زمان ناصرالدین شاه تا به حال، معنای چند کلمه مثل توپ، خاک دشمن و روسیه چقدر تغییر کرده است و مهمتر از آن این انرژی هسته ای که شاید مثل همان توپ روسی خانه را ویران کند، چه وقت و چگونه اش به درد این مردم می خورد؟

اول از همه باید بگویم انرژی هسته ای بسیار خوب است و حق مسلم ماست، بعد از این مقدمه باز هم باید بگویم کسی قصد ندارد منافع ملی کشور را به بازی بگیرد و مهمتر از همه مانند صنعت نفت باید همه گونه حتی با تحمل انواع فشارهای بین المللی و داخلی این حق را به دست اورد. بنابراین در این 3 شعار مرسوم و درست اصولا با هیچ کس مشکلی نیست اما مشکل زمانی حاد می شود که بحث امروز و فردا پیش خواهد آمد، وقتی مسئله زمانمند شد، اگر بحث به دست آوردن حق تا امروز باشد، مشخصا یک راه حل پیش روی ماست و اگر بحث به دست آوردن حق تا فردا باشد راه حلی دیگر.

پس ببینیم آیا ما باید همین حالا انرژی هسته ای داشته باشیم و تولید سوخت هسته ای کنیم و یا نه، اگر در طول یک برنامه 10 ساله هم تلاش کنیم انرژی هسته ای بومی شود چیزی را از دست نداده ایم، حتی در این صورت چیزهایی را هم به دست می آوریم، مطمئنا نظر من قسم دوم است، به دلایلی که بر می شمارم و می خواهم اثبات کنم پروسه برنامه ریزی 10 ساله برای به دست آوردن فناوری هسته ای با تمام تجهیزات و معیارهای پیش رفته یک پروسه درست و کاملا مطابق با منافع ملی است که زمان کافی را برای چانه زنی ایران با دنیا و در یک بستر تفاهم آمیز نیز فراهم می کند.

1-ایران اکنون تنها نیروگاه هسته ای خود در بوشهر را قرار است با سوخت روسی راه اندازی نماید و قرار داد آن نیز به صورت بلند مدت تنظیم شده است.2-دومین نیروگاه اتمی ایران حداقل 10 سال دیگر افتتاح خواهد شد.3-فناوری هسته ای در بخشهای پزشکی و ... که در کشور امروز مورد نیاز است کاملا حاصل شده است و هیچ ارتباطی با تولید سوحت هسته ای ندارد و بنابراین  جزو مباحث فوری تلقی نمی شوند.

گمان نمی کنم انرژی هسته ای قرار باشد در بخشی غیر از نیرو و یا مصارفی از قبیل پزشکی مصرف شود، بنابراین با توجه به همین 3 بند نتیجه می گیریم فناوری هسته ای آن هم در حد تولید سوخت نیروگاهی امروز اصولا هیچ فوریتی ندارد.

مطمئنا اگر به دست آوردن این فناوری امروز هزینه ای هنگفت نداشت ما هم می گفتیم اصلا تا صد سال دیگر هم اگر ایران نیازی به این فناوری نداشته باشد شما آن را به دست اورید، ضرری که ندارد، قدرت است دیگر، اما حالا چه؟ آیا زمانیکه می توان در یک پروسه 10 ساله و با اعتماد سازی های بسیار و به دست آوردن انواع امتیازات پله پله به این فناوری به صورت صلح آمیز رسید، آیا نیازی هست که هر روز شاهد سیلی از اتهامات و قطعنامه ها و کج خلقی ها نسبت به ایران  بود؟ آیا منافع ملی چنین چیزی را بر می تابد؟ آیا استراتژی امنیتی کشور با وضعیتی اینچنین به بیراه کشیده نخواهد شد؟

اما ناصرالدین شاه که از این انفجار حیرت کرده بود شاید این تملقها را نمی شنید، شاید به یاد عباس میرزایی افتاده بود که در جنگ با روسیه صداها و نهیبهای این توپها را شنید و بعد از آن بود که تصمیم گرفت کسانی مثل قائم مقام و امیرکبیر را به صحنه آورد، اما چه کم عمر بود عباس میرزا و چه خوب نوشت قائم مقام که میرزا! بعد از تو ایران، ویران شد.