سوررآليسم (فراواقعيت)
سوررآليسم )فراواقعيت )
" ساده ترين عمل سوررآليستی اين است که در حالی که اسلحه ای در دست داری ، به خيابان بروی و مطابق ميلت به صورت تصادفی به جمعيت شليک کنی ."
آندره برتون
سالوادوردالی در جايي می گويد :" تنها تفاوت ميان من و يک ديوانه اين است که من ديوانه نيستم ." اين جمله به خوبی نقاشی های خود او وکارهای ديگر سوررآليست ها را توصيف می کند . کارهای سوررآليستی ما را به دنيايي غريب و تاريک هدايت می کنند که در آن سايه ها خورشيد را هضم می کنند و رويا با واقعيت ممزوج می شود . سوررآليست ها ما را از مرز باريک و ظريف جنون و عادت عبورمی دهند . خود سوررآليسم هيچ گاه يک سبک نبوده است . عمل سوررآليستی ، عبارت است از کشف امر غيرمتعارف و عدم پذيرش يکنواختی . طبق گفته ی کنری مادوکس1 :" سوررآليست ها به کلی به جهان واقعيات بلافصل2 بی اعتنا هستند ." رد واقعيت از جانب سوررآليست ها زمانی اتفاق می افتد که واقعيت به جنون کشيده شده است . وحشت جنگ جهانی اول اروپا را ويران کرده بود . سوررآليست ها از بی منطقی جنگ و نابودی بشريت به دنيای خصوصی تر روياها و ضميرناخودآگاه پناه بردند . آن ها خود را انقلابی می ناميدند ، فرهنگ بورژوازی و ارزش های طبقه ی متوسط را رد می کردند ، به دنبال واژگون کردن آن چه در جامعه محترم شمرده می شود بودند و آن چه را که فاسد و رياکارانه به نظر می رسيد به معرض نمايش می گذاشتند. دومين بيانيه ی سوررآليسم عنوان می کند که :" سوررآليسم همانند دگم هاي طغيانگرش ، هراسی ندارد که برای تحقيروکارشکنی در اصول ، ازرد کامل آن ها استفاده نمايد ."
اما اگر واقعيتی که سوررآليست ها آن را پس می زدند غير منطقی و متجاوز بود ، جهان ناخودآگاهی که آنان کشف کردند نيز کم تر از آن آزاردهنده نبود . درگريز از وحشت جنگ جهانی اول ، دنيای رويايي که سوررآليست ها برای خود کشف کردند نيز پر از تعصب و نفرت بود. در دنيای متجاوز , روياهای ما نيز ناگزير به تجاوز آلوده هستند .
سوررآليست ها برای دستيابی به آزادی کامل فردی تلاش می کردند . اين مساله به بسياری از کارهای آن ها کيفيتی منحصر به فرد و جذاب بخشيد . اما هنگامی که تلاش برای دستيابی به آزادی کامل فردی با درک نياز به آزادی جمعی همراه نباشد ، ممکن است شکل هایی به ظاهر افراطی به خود بگيرد . آندره برتون در سال 1929 می نويسد :" ساده ترين عمل سوررآليستی اين است که در حالی که اسلحه ای در دست داری ، به خيابان بروی و مطابق ميلت به صورت تصادفی به جمعيت شليک کنی ."
"پرتره ی تخيلی مارکی دو ساد" توسط مان ری4 در سال 1938 نمونه ی آزاردهنده ای از وجه تاريک هنر سوررآليستی است . مارکی دو ساد 11 بار به خاطر بي رحمی جنسی نسبت به زنان زندانی شد که ساديسم نيز به همين دليل از نام او مشتق شده است و با اين حال سوررآليست ها او را به عنوان انقلابی اخلاق و شاعر بزرگ ستايش می کردند . تابلو مان ری , ساد را در مقابل زندان باستيل جايی که در آن زندانی شده بود به عنوان سمبل تجاوز سرکوب نشده5 به صورتی قدرتمند و تاثيرگذار نمايش می دهد .

پرتره ی تخيلی مارکی دوساد ( مان ری ، 1938 )
سوررآليست ها تلاش کردند که ممنوعيت های جنسی مسلط درابتدای قرن اخير را به چالش بکشند . اما بيش تر مفهوم تجاوز مورد توجه آن ها بود و همچنين در باب تبعيض جنسی۶ و هوموفوبيا۷ به بحث می پرداختند .
سوررآليست ها می خواستند انقلابی خلق کنند . آن ها به مارکسيست ها نزديک شدند . پل الوار شاعر سوررآليست اعلام کرد :" ما متحد شده ايم تا بورژوازی را نابود کنيم و همراه با پرولتاريا تا پيروزی با آن مبارزه می کنيم ." با اين حال عده ی اندکی از سوررآليست ها درک صحيحی از نيروهای لازم برای پيروزی از خود نشان دادند و يا اين که ابزاری برای مبارزه با آن ها ارايه دادند . آن ها می خواستند فرويد , مارکس و مارکی دو ساد را يک جا بپذيرند . اين انقلاب شبانه نتوانست روشنايي روز را ببيند . در عوض سوررآليست ها نشان دادند که ضمير ناخودآگاه عالمی است که از دنيای آگاه واقعی اثر بسياری می پذيرد .
نام سوررآليسم با نام آندره برتون که پاپ سوررآليسم هم گفته می شود ، گره خورده است . او در سال 1896 در فرانسه متولد شد ، پزشکی و روانپزشکی خواند و به شدت تحت تاثير نوشته های زيگموند فرويد قرار گرفت . طی جنگ جهانی اول در تيم های پزشکی مشغول به فعاليت بود و پس از بازگشت به پاريس با پل والری و گيلوم آپولينر دوست شد و نيز از 1919 تا 1923 با جنبش دادائيسم همکاری می کرد . در همان سال مجله ی ادبيات را همراه با فيليپ سوپو و لويي آراگون پايه ريزی نمود و همراه با سوپو ، بر روی نخستين" نوشتار خود به خودی" با نام ميدان های مغناطيسی همکاری کرد . در 1924 ، برتون و ديگران از دادائيسم تريستان نزارا بريدند و جنبش سوررآليسم را پايه گذاری کردند که با انتشار نخستين بيانيه آغاز به کار کرد . در همان سال برتون نوشتار خود به خودی ديگری به نام "ماهی محلول" منتشر کرد . در سال 1928"داستان شاعران" و "ناديا" را منتشر نمود . اين آخری حکايتی است بر عشق ديوانه وار و جست و جو برای يافتن آن ديگری رويايي که مبنای بسياری از کارهای سوررآليستی است . خود برتون راجع به رمان ناديا می نويسد :" می خواستم چيزی بنويسم که خارج از لجن زار واقع گرايي باشد ." به علت اين کار و کارهايي ديگر از قبيل بيانيه ی دوم سوررآليسم و همچنين عشق ديوانه وار (1937) ، نام برتون با سوررآليسم مترادف شد و به عنوان تئوريسين اصلی و رهبر جنبش مورد پذيرش قرار گرفت . او تا زمان مرگش در پاريس 1966 ، به نوشتن شعر و تئوری پردازی ادامه داد . او بدون شک يکی از مهم ترين چهره های هنری قرن بيستم بود .
با خم شدن به پرتگاه
حضور يا غيبتت
در امتزاجی نوميدوار
در می يابم
راز عاشقت بودن را
هميشه برای نخستين بار .
آندره برتون
1 Conroy Maddox
2 Immediate reality
4 Man Ray
5 Uninhibited violence
۶ Sexism
۷ تعصب حاکم در جامعه عليه همجنس گرايي
۷ تعصب حاکم در جامعه عليه همجنس گرايي
بسم الله