اسناد محاکمه های مطبوعات در ایران ( بخش اول )
بسم رب الراجین ( به نام پروردگار امیدواران )
هنوز چند روزی از توقیف روزنامه هم میهن نمی گذشت که در حالی که داشتم بنا به سنت معمول خودم در کتابفروشی های بزرگ شهر پرسه می زدم تا آثار تازه منتشر شده دم دست رابیابم به طور اتفاقی با مجموعه ای مواجه شدم که نظرم را به شدت به خودش جلب کرد.
"مجموعه اسناد حقوقی مطبوعات ایران " که توسط نشر روزگار به چاپ رسیده و زمان چاپ آن بعضا به سال 1381 هم می رسد. اسناد مربوط به محاکمه و توقیف مطبوعات مختلف که عمدتا معروف به مطبوعات دوره " بهار رکن چهارم " ( نام کتابی از عماد الدین باقی ) هستند نظیر جامعه ، توس ،آوا ، بهمن و حتی مطبوعات جناح مقابل اصلاح طلبان جون شلمچه و ... .آنچه که بیش از همه در متن این کتابها که چندتا ازآنها را خریداری کرده و خواندم برایم جالب بود، توجه زیادی است که خوشبختانه امروزه دارد در فرهیختگان ما جهت کلاسه بندی کردن اسناد حقوقی - که جنبه های بسیار مهم تحلیل تاریخی و سیاسی و حتی اجتماعی را به دنبال خود می کشند- شکل می گیرد.
گویی سنت فراموشی حوادث تاریخی 200 ساله معاصر که سنت غالب در این 200 سال بوده امروزه توسط این جمع های فرهیخته به چالش کشیده شده است.امروز بر همه ما است که اگر می خواهیم اثر گذاری مفید و موثری بر آینده ایران عزیزمان داشته باشیم هرطور که میتوانیم به نوشته شدن تاریخ تحلیلی ایران معاصر کمک کنیم تا راه برای بنیان گذاشتن آینده مان بر بنی استوار تجربیات گذشته باز شود .حرکتهایی که امروز همچون پازلهای مربوط به یک جدول که اسم آن جدول هم جدول تاریخ تحلیلی معاصر ایران است باید در کنار هم انجام شود تا سرانجام ناظر خارجی بتواند اضلاع در کنار هم نشسته این پازل چند وجهی را نظاره کند و از سوی دیگر با تلاشی که نهادهای مدنی در جامعه انجام می دهند فضای مستقل و خالی از فشار نهادهای قدرت برای ناظر خارجی به وجود بیاید تا بتواند این پازل را تحلیل و بررسی کند.اتفاقی که به دلایل مختلف تا کنون محقق نشده است از فضای استبدادی موجود در مملکت شاهانه که همواره از شکل گیری تاریخ نگاری مستقل هراس داشته گرفته تا عدم احساس نیاز به گذار از نگارش تاریخ توصیفی به نگارش تاریخ تحلیلی در نخبگان و همچنین عدم ثبت و ضبط دقیق و روشن وقایع و اسناد حوادث تاریخی که تحلیل وقایع را بیش از پیش دشوار می سازد.
به همین دلیل مجموعه اسناد حقوقی مطبوعاتی ایران را که به ثبت دقیق اسناد ، روند ها و گفتگوها و مصاحبات و نامه های افراد موثر در پروسه تعطیلی روزنامه ها پرداخته است گامی بزرگ در جهت کمک به نگارش تاریخ نگاری مستقل در ایران می دانم.این مهم بی شک در سایه به وجود آمدن فضای آزاد رسانه ای در مطبوعات و به خصوص انتشارات جمهوری اسلامی ایران میسر شده است که به عنوان یکی از مواردی که در دوران دولت اصلاحات بنیان گذاری شده و تاکنون نیز دوام داشته که دوام آن نشان از نهادینه شدن آن دارد – حضور این کتابها در قفسه های کتابفروشیها دلیل این مدعا است - می تواند مایه مباهات اصلاح طلبان و همه ایرانیان به عنوان منادیان آزادیخواهی و دین مداری در کنار هم قرار گیرد .در مطلب بعدی به بررسی چگونگی ترتیب این مجموعه و و محتوای آن از لحاظ اثرگذاری سیاسی ، تاریخی ، اجتماعی و حقوقی خواهم پرداخت.
بسم الله