به نام حضرت حق

 

شبانه

 

کارگردان : كيوان علي محمدي و امير بنكار

مديريت فيلمبرداري : مرتضي پورصمدي

بازيگران: هديه تهراني ، كوروش تهامي ، كمند اميرسليماني ، ستاره اسكندري ، مهدي پاكدل ، بهروز قادري ،انوشيروان فاطمي ،آرش مجيدي ،حميدرضا پگاه ، اميرحسين صديق، بهاره رهنما و آتيلا پسياني

ساير عوامل:رخشان بني‌اعتماد (مشاور كارگردان)، حسين زندباف (مشاوره تهيه كننده) هاله تبريزي (مجري طرح) علي‌اصغر خوان مقدم (مدير توليد) عباس كلانتري (مديرتداركات)، سودابه خسروي (طراح چهره ‌پردازي)، محسن منوچهري (صدابردار هم‌زمان)، كيوان جهانشاهي (موسيقي متن و صداگذار)، آيدين ظريف (طراح صحنه و لباس)،‌ محسن روزبهاني (جلوه‌هاي ويژه) عامري (عكاس).

 

کيوان علی محمدی و اميد بنکدار به عنوان اولين ساخته بلند سينمايی خود فيلمنامه ای به نام شبانه که نوشته خودشان است را انتخاب نموده اند. البته بعد از ساخت چند فيلم کوتاه و مستند(سرخ،سياوش کسرايی) که آنها هم از تجاربی نو در ساخت و توليد برخوردار بودند.

خط و جريان ديگری که در سه چهار ساخته کوتاه، مستند و بلند ايشان درخور توجه است بررسی مستقيم و يا غير مستقيم معضلات اجتماعی ست که به حوضه سلامت تعلق دارد مثل استفاده از قرصهای روانگردان(اکستازی) و بيماری ايدز و ...

شبانه فيلمی ست که به جرات آنرا می توان در دسته فيلمهای داستانی تجربی جا داد. اگر بخواهيم خلاصه ای برای اين فيلم روايت شود شايد اينگونه باشد که، دختری در يک ميهمانی، نادانسته از قرص های روانگردان(اکستازی) استفاده می کند و ما تا انتهای فيلم شاهد تصاوير ماليخوليايی و توهمات و خلسه های ذهن او هستيم که با مرگ دست و چنجه نرم می کند.

 

فيلمبرداری فيلم توسط مرتضي پورصمدي با دوربين 35 ميليمتری کار شده است. انعطاف پذيری دوربين و به طبع آن تنوع و پويايی و سياليت دوربين حکايت از فيلمبرداری با تجربه و ماهر دارد که به خوبی توانسته با استفاده از اين دوربين سنگين و حجيم کارهايی را انجام دهد که شايد فقط با دوربينهای دستی ديجيتالی می شد انجام گيرد. تجربه ای که امسال با فيلم خون بازی توسط محمود کلاری بخوبی به مرحله اجرا در آمده بود. البته نفس استفاده از اين دوربين خود نوعی تجربه گرايی ست که در صورت عدم دست زدن بهاين تجربه می شد کيفيت و امکانات بهتری را چه برای فيلم برداری و چه تدوين در ماحصل کار ديد. زوايای بسيار پايين و يا بالا ، نوع نورپردازی های سايه روشن و نيمه تاريک اکسپرسيونيستی که يادآور فيلمهای نووآر بود در کنار اينزرتها و ديتيلهای بديع از چهرهها و يا ساير اشياء، به خلق قاب بندی و کمپوزسيونهای تصويری نو ظهوری در سينمای ايران انجاميده بود.

صدا در شبانه به تعبيری شخصيت جدا دارد، يعنی بگونه ای صدا در فيلم حضور دارد که بنظر می رسد صدا نيز فيلمنامه ای جدا و دکوپاژ داشته است و بسيار حساب شده از اين عنصر استفاده شده است. صدا بگونه ای استفاده شده است که نه بشيوه مرسوم ملودراماتيک جهت تشديد اوجهای عاطفی متن و تصاوير کار شده است بلکه گاهی حتی تعديل کننده و خنثی کننده ی اوجهای عاطفی باشد.موسيقی گاهی بصورت نمادين استفاده شده است، به اين معنا که استفاده از ساز سه تار و آواها را در سکانسهای پايانی در کنار استفاده از تصاوير جبهه برای معنوی، پاک و مقدس کردن آن فضا و به تبع آن خاستگاه شبنم، يا نقش اول فيلم بود.

فيلمنامه فيلم تا قبل از يک سوم پايانی آن به نسبت شسته رفته بود اما شروع صحنه های جنگی که همزمان بود با کاهش ريتم فيلم که بکمک تدوين حاصل شده بود کشدار و کسل کننده بود خاصه آنکه ديگر تعليق های ابتدايی فيلم از بين رفته و حتی پايان فيلم هم در آن فضای سفيد روحانی برزخی مشخص می شود.

البته فضای ذهنی و توهمی فيلمنامه که به ياری تصاوير ، صداها و کارگردانی به نسبت خوب بگونه ای پرداخت شده بود که ذهن مخاطب جهت جستجوی هويت اشخاص و حقيقت و مجاز بودن وقايع به چالش جدی می افتاد تاب و تحمل پايانی قطعی و مشخص را نداشت چرا که تماشاگر بدنبال آن بود که اگر تا به اينجا اجازه ساختن  ذهنی به او داده شده و خود شرايط را پازل گونه کنار هم می چيند پايان را هم در فضايی باز برای خود بسازد.

بازيها يکدست از آب در آمده که حضور بازيگران توانا مثل هديه تهرانی، کورش تهامی، ستاره اسکندری و ... به ياری هدايت خوب کارگردانان آمده است. البته خود اين عزيزان در پاسخ به سئوال چگونگی هدايت بازيگران گفتند: "ما تنها بازيگران را از انجام حرکات اضافی بر حذر می داشتيم و شايد اين رمز يکدست شدن بازيها باشد."

در پايان بايد اضافه کردکه کلا کمتر تيم ايرانی خوبی در طول تاريخ در هر رشته ای ديده شده است که توانسته باشند مدت زيادی در کنار هم بزور موفق کار کنند و روز به روز بر موفقيتشان بيفزايند و هنوز گروه مستحکم بماند، اين ويژگی در هنر بسيار سخت تر است، خاصه که اين هنمکاری در جايگاه حساس و اثر گذاری چون کارگردانی يک فيلم سينمايی باشد، آنهم کارگردانی يک اثر تجربی که قصد بر هم زدن بخشی از قواعد مرسوم را دارد و هدايت بازيگران و طراحان صحنه و دکوپاژ و خيلی چيزهای ديگر را بر عهده دارند. اما با همه اين اوصاف اين دو نفر ده پانزده سالی ست که باهم بر روی اين صندلی نشسته اند و با تفاهم مار های يکدستی را ارائه کرده اند و هنوز از هم جدا نشده اند.(آنهم در  کشوری که دو پادشاه در يک اقليم نگنجد.) در کل بايد به اين تيم به خاطر جسارت و تفاهم کاری تبريک گفت.

 

هديه تهرانی به گفته خود کارگردانان چيزی بيش از يک ستاره نقش اول، يا سرمايه گذار بود او فرشته نجات(به تعبير خودشان) و حامی کار بود طوری که بدون حضور او شايد (که نه ،حتما) شبانه ای هم نبود.

به اميد آنکه تمامی شخصيتهايی که امروز قدرتی در سينمای ما شدند به ياد آن روزهايی که بدنبال دستی کمک رسان برای داخل شدن به خانواده سينما بودند امروز هم دست ياری خود را از استعداد های جوان دريغ نکنند.