بسم الله

همین چند مدت پیش بود که نکاتی در خصوص لزوم برخورد نرم و ابراز رفتاری همراه با عقلانیت و دوراندیشی و حفظ کرامت و ارزش انسانی، در مواجهه با بدحجابان را متذکر شدم و به صراحت این گونه برخوردها را نه تنها بی اثر دانستم، بلکه حتی تصریح نمودم که اندک اندک بوی تاثیر منفی از آنها بالا خواهد آمد، گرچه آن هنگام به علت پاره ای حوادث، از نگاشتن آنچه در ذهن داشتم، خودداری نمودم و در اثر آنچه که بیان می داشتم نیز مخالفت ها و انگ های بسیاری را به گوش شنیدم و مهر سست عقیده و مذبذب خوردم ولی اکنون گویی حامیان قدیم، دیگر شترها را بر در خانه خود نیز دیده اند، چه اگر بنای شیوع رفتار و کردار حساب نشده ای پا بگیرد، تر و خشک با هم در آتش بی درایتی آن خواهند سوخت.

"رحماء بینهم و اشداء علی الکفار"، این سیاست دین مبین اسلام برای پاسداری از اعتقاد مومنین از سویی و مقابله با کافردلانی است که حقیقت را با تمام توان دفع می نمایند؛ سیاستی که قاعدتا می بایست مورد توجه حکومت ها و دولت های اسلامی نیز قرار گرفته باشد.

اتفاقی که این روزها در خصوص مبارزه با بدحجابان و اراذل و اوباش و خلافکاران وطنی صورت می گیرد، در مقایسه با نوع برخورد افتان و خیزان دولت اسلامی با کشورهای خارجی (که کافردل و بیگانه می داندشان و نگارنده نیز شک و شبهه ای در سوءنیت آنها ندارد)، به خصوص وقتی که این مقایسه به صورت موردی صورت پذیرد، داستان جالبی را رقم خواهد زد، اما همین داستان که بارها و بارها بیانش داشته و مورد نصیحت دوستان و عتاب منتقدان قرار گرفه ام، هنگامی واضح تر و روشنتر مصداق می یابد که دایره "خودی ها" را به غایت تنگ و محدود گرفته و حتی تمامی بدحجابان و اراذل و اوباش و نوچه هایشان را داخل در آن ندانیم و تنها به سراغ موافقین نظام و انسان های مومن و صالح و لشکریان مخلص خدا (به تعبیر خود دولتمردان) برویم و سپس مقایسه ای با نوع رفتار در برابر بیگانگان و کفار داشته باشیم.

             

حوادثی که چند روز پیش روبه روی سفارت انگلیس اتفاق افتاد و تصاویر و  فیلمی که از سوی پاره ای رسانه منتشر شد، حکایت از نگاهی تند و خشن به دانشجویان معترض به جشن و پاکوبی داخل سفارت انگلیس داشت؛ نگاهی که حتی منجر به ضرب و شتم دسته جمعی تعدای از دختران دانشجوی بسیجی شد.

انگلیس، روباه پیر و استعمارگر باسابقه و دشمن ایران است؛ این اعتقاد درونی تک تک مسئولان محترم دولت اسلامی است. اما یک سوال؛ جایگاه دانشجویان بسیجی در نزد دولتمردان ما کجاست؟ گمان نکنم احدی از مسئولین دولتی در قلب و لسانشان بر این عقیده باشند که بسیجیان دانشجو، دشمن ایران یا اسلام و یا تهدید کننده منافع ملی مان باشند؛ چه اینان خودی اند و حتی پس از مشاهده صحنه ضرب و شتم دختران بسیجی، چون بر این نیت نبودند که موضوع حساسیت خاصی را برای جمهوری اسلامی ایران برانگیزاند، با آرامش محل را ترک کرده و بقای نظام و خدشه وارد نشدن بدان و حفظ منافع را بر تمامی منافع شخصی خویش ترجیح دادند.

اما چگونه است که بر روی دیگر سکه، تصویر ملاطفت و رافت اسلامی با متجاوزین به آب و خاک این مرزوبوم نقش بسته است؟ مگر قرار بر این نیست که بر "خودی ها" رحم کنیم و با کفار با شدت انقلابی برخورد نماییم؟ چگونه است که دولتی اسلامی، خط مشی ای معکوس را در پیش گرفته و با آزار و اذیت و تحدید "خودی ها"، آغوش باز رحم و رافت و مهربانی خویش را بر بیگانگان متجاوز باز کرده است؟

نمی دانم، اما انصاف بداریم که این فکر به ذهن هر بیننده بی طرفی خطور خواهد کرد که اگر امروز آن حلقه "خودی" نیز به همان مقدار از قدرت و اقتدار بهره برده بود، امروز کمافی السابق مصداق "رحماء بینهم و اشداء علی الکفار" بودیم...