نامه 57 اقتصاددان ؛ سیاسی یا اقتصادی
بسم رب الراجین ( به نام پروردگار امیدواران )
"توسعه"، " پیشرفت "، "رشد درآمد ناخالص ملی"، "بهبود رفاه اجتماعی" ، "میزان سرمایه اجتماعی موجود در جامعه "،"میزان سواد" ، "نرخ امید به زندگی " و ... واژه هایی است که عادت کرده ایم هرگاه اسم حرکت رو به رشد اقتصادی جامعه برده می شود، آنها را هم بشنویم . برخی به عنوان شاخص های توسعه انسانی نظیر سواد و امید به زندگی، برخی به عنوان شاخص های توسعه اقتصادی نظیر درآمد سرانه و نرخ درآمد ناخالص ملی ، برخی به عنوان شاخص توسعه اجتماعی نظیر سرمایه اجتماعی و برخی دیگر به عنوان شاخص های توسعه پایدار مثل میزان آلودگی محیط زیست.
در کتب تخصصی مربوط به جامعه شناسی توسعه و همچنین کتب علمی اقتصاد تعریفهای روشنی از مفاهیم فوق از دیدگا های مختلف عرضه شده و مورد نقد و بررسی قرار گرفته است که بسیاری از آنها به فارسی هم تجربه شده و در دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی مورد استفاده قرار می گیرند.اما این مطالب متاسفانه به صورت آکادمیک از صحنه دانشگاهها به صفحه روزنامه ها راه نیافته و لذا عموم مردم نمی توانند از قبل مطالعه مطبوعات روزمره به آگاهی نسبی نسبت به مفاهیمی که تقریبا هر روز به نحوی در همان روزنامه ها با آن مواجه هستند پیدا کنند.بنابراین بدون داشتن یک دریافت علمی از مفاهیم فوق و بدون مشخص بودن خاستگاه مفاهیم، مخاطبان هر یک مفهومی را از واژه های فوق در ذهن خود اراده می کنند ، بی آنکه ارتباط آن را با کاربردهای تخصصی واژه در علوم دریابند و از آن بدتر بدون آنکه به تفاوت برداشتها از یک مفهوم از دید مکاتب مختلف بیندیشند.
لذا زمانی که 57 اقتصاددان مملکت به رئیس جمهور نامه نوشته و از او بابت سیاست های اقتصادی اش مفصلا انتقاد می کنند و از سوی دیگر رئیس جمهور آنها را متهم به سیاسی کاری و سوء استفاده از هویت علمی خود می نماید ، در میان عمده مخاطبین این جدال امکان، ایجاد یک قضاوت علمی شکل نمی گیرد. چون اصولا معنای علمی مفاهیم اقتصادی - چنانکه معنای اصطلاحات سیاسی درک شده اند- هنوز مورد درک صحیح قرار نگرفته اند و زاویه دید ایرانیان نسبت به آنها نیز معلوم نشده است.لذا در مورد مسائل اقتصادی نیز همان معامله ای می شود که با مسائل سیاسی می کنند یعنی منتقدان سیاسی دولت منتقدان اقتصادی اش می شوند و موافقان سیاسی دولت موافقان اقتصادی اش.به همین دلیل است که تاکنون مکاتب روشن اقتصادی – لااقل در همان سطحی که امروز جناح های سیاسی وجود دارند – حضور خارجی ندارند و جناح های مختلف سیاسی ما آمیزه هایی هستند از مکاتب مختلف و بعضا متعارض اقتصادی کشورهای دیگر.ساختن یک شالوده حرکت اقتصادی بومی مانند نوشتن تاریخ بومی ایران – چنانکه در صفحه اندیشه به آن پرداخته شده است – یک ضرورت دیگر امروز جامعه ما است. اگر امروز در تاریخ ما حرکتی آغاز شده که میخواهد تاریخ اندیشه معاصر ما را از موضع مستقل بنگارد، باید حلقه های دیگری هم به وجود آیند که تاریخ اقتصاد ایران راهم از منظری تحلیلی بنویسد و معانی اصطلاحات علمی را در ذهن مخاطبان شفاف سازد تا آنها بر اساس تحلیلشلن از تجربه تاریخی اقتصادیشان و بر مبنای برداشت علمیشان از لغات و واژه ها خود بفهمند که احمدی نژاد درست میگوید و دولتش و یا 57 اقتصاد دان در نامه شان ؛ نه اینکه همه بر مبنای جناح بندی سیاسیشان و بدون فهم اقتصادی صحیح این یا آن را محکوم کنند و رسیدن به چنین نقطه ای خود یکی از علائم توسعه یافتگی است.
بسم الله