خودکشی ريگو در1929 پايان جنبش دادا را رقم زد  ، جنبشی که گفته می شود به دست خودکشته شد . با اين حال در آن سوی قاره در روسيه , انقلابی خونين نويسندگان را وادار کرد تا از دريچه ای ديگر به خودکشی بنگرند :

 

در اين زندگی مردن دشوار نيست

زيستن دشوارتر است .

ولاديمير ماياکوفسکی ( 14 آوريل1930 )

 

              

                       ولادیمیر مایاکوفسکی و لیلیا بریک

 

ولاديمير ماياکوفسکی , پيش رو شعر انقلاب روسيه اين جملات را در محکوميت خودکشی سرگئی يسنين10 , آخرين شاعر به اصطلاح " روسيه ی چوبين"  نوشت . يسنين در 27 دسامبر 1925 در حالی که به شدت مورد دشمنی بولشويک ها بود رگ مچ دست خود را زد , آخرين سطور شعرش را با خون خود نوشت و خود را حلق آويز کرد . اما طولی نکشيد که حکومت ايدئولوژيک سياسی از چشم ماياکوفسکی افتاد , کارهايش توسط انجمن نويسندگان تحريم شد , در يک رابطه ی عشقی شکست خورد و پذيرش ويزای او برای سفر به خارج رد شد . در بهار 1930 در سن 36 سالگی يادداشت بالا را پيش از دور پايانی بازی رولت روسی11 نوشت .

 

آمريکا از قرن درنده خوی بيستم دنيايي فاصله داشت . اما با اين حال نخبگان ادبی از ياس و خودکشی برکنار نبود ندو برخی مانند کارتونيست برجسته ی نيويورکر , رالف بارتون12 به صورتی دراماتيک صحنه ی زندگی را ترک گفتند . با تزيين عملش ما نند يک شاهکار هنری , پيجامه ی ابريشمش را پوشيد , به تخت رفت و نسخه ای از آناتومی گری13 را در صفحه ای که تصوير قلب را نشان می دهد , باز کرد . سيگار آخرش را روشن کرد و در حالی که هنوز آن را در دست داشت با دست ديگرش به مغز خود شليک کرد . يادداشتی که بارتون از خود بر جای گذاشت با عنوان" مرگ14" آميزه ای از ندامت و دهن کجی بود :

 

کسانی که مرا می شناسند و باخبر می شوند,  نسبت به اين که چرا من چنين کردم نظرات متفاوتی ابراز می کنند . عملا تمام اين نظرات دراماتيک غلط خواهند بود . هر دکتر ديوانه ای می داند که دلايل خودکشی بدون استثناء آسيب های روانی است و نوع حقيقی خودکشی معضلات خودش را دارد . با اين وجود من زندگی بيش از حد پر زرق و برقی داشته ام و بيش از سهم خود از عشق و ستايش بهره برده ام . (......) اگر پچ پچ ها به دنبال دليل قطعی تر و تکان دهنده تری می گردند دليلش ملاقات به تعويق افتاده ام با دندانپزشک يا اين حقيقت است که در حال حاضر به طرز دردناکی دستم تنگ است . (......) اين کار را کردم چون ديگر تحمل اختراع وسايلی برای گذراندن 24 ساعت روز را ندارم .

                                                             رالف بارتون (20 می 1931)

 


10 Sergei Yesnin

11 شليک گلوله به مغز خود بدون اين که بدانی اسلحه پر است يا خالی به مغز خود به عنوان بازی.

12 Ralph Barton

13 Gray’s Anatomy

14 Obit

 

----------------------------------

  

شعر (۲)

 

 

 

وقتی شهوت از تفاهم تنها می تراويد

چه ها می کرديم

پيش چشم رهگذرانی

که عاشقمان نمی خواستند!

از جرقه هايي که

جهيدن گرفته بود

در جنون دلتنگی .

 

(م.م.ظرافت)

۳۱/۲/۸۶