روشنفکر اصلاح طلب و مذهب
خطبه 32 نهج البلاغه : ای مردم ما در زمانه ای پرعناد و بد کینه گرفتار شده ایم انسان نیکدل و پاکدامن را دراین روزگار بد می شمرند و ستمکار در این عصر بر تندباد غرور و نخوتش می افزاید.
مطلبی که دیری است مرا می آزارد و به فکر واداشته است این است که : اولا اختلاف بین اصلاح طلبان مذهبی و توده مردم ناشی از چیست؟ و ثانیا اگر اصلاح طلبان ادعای روشنفکری دارند، در شرایطی که جامعه رو به انحطاط و نا امیدی پیش می رود، آیا وظیفه ندارند علت اصلی و حقیقی انحطاط جامعه و عامل واقعی توقف و عقب ماندگی و فاجعه را کشف نمایند و در مردم آگاهی و ایمان جوشان ایجاد نمایند؟
نکته اساسی که روشنفکر و اصلاح طلب واقعی باید به آن توجه کند این است که روح غالب بر فرهنگش روح اسلامی است و اسلام است که تاریخ و حوادث و زیربنای اخلاقی و حساسیت های جامعه اش را ساخته است. حال اگر به این واقعیت پی نبرد، در جو مصنوعی و محدود خود ساخته گرفتار می گردد و در تفاهمش با مردم دچار اشتباه شده و نمی تواند مورد قبول قرار گیرد و این چنین می شود که مردم از تکنوکرات ها و اصلاح طلبانی که داعیه روشنفکری دارند و از مطلب کلیدی فوق غفلت کرده اند فرار کرده و سراغ کسانی می روند که تظاهر به حمایت از مذهب می کنند.
به نظر نگارنده این سطور، اصلاح طلبان و روشنفکران و نو اندیشان دینی و ...... باید بدانند که اسلام حقیقی بر اساس جهاد و عدالت است (نه عدالتی که اکنون توسط افرادی با تفکراتی ضد روشنفکری دینی مطرح می شود وفقط شعارش را سر می دهند، بلکه عدالتی که هدف رسالت همه انبیا بوده است) و مذهبش بر پایه نان و آخرتش بر پایه دنیا و خدایش عزیز و عزت دوست است. روشنفکر مذهبی باید سلاح مذهب را از دست عواملی که به دروغ با این سلاح مسلح شده اند تا قدرتشان را اعمال کنند یا از آن دفاع نمایند بگیرد و مذهب حرکت و قدرت و حیات و عدالت واقعی را به جامعه تزریق کند. در پایان امیدوارم که اصلاح طلبان و افرادی که ادعای روشنفکری دارند، به یک ایمان تازه و توده مردم به یک خود آگاهی جوشان و مترقی برسند که این دو لازم و ملزوم هم می باشند.
بسم الله